خرید بک لینک
آنشرلی را میشناسید؟! دختری به شدت خیالپرداز و رویاباف که با کوه و جنگل و آسمان و گل و بوته حرف میزند، کنجکاو است و دوست دارد چیزهای جدید را تجربه کند، به شدت روی غرورِ دخترانهاش حساس است، برای خوشحال بودن به دنبالِ اتفاقهای عجیب و غریب نیست، به شدت خوشقلب و مهربان است و اگر اشتباه کند به راحتی میپذیرد و عذرخواهی میکند، همواره به داشتههایش مینگرد و

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

نشستم روی تختِ مقابلِ خانم دکتر و به چکمههایم خیره شدم. خیسِ خیس بود. دی است و بارانهای دلبرش! مادر به لبهای خانم دکتر خیره شده بود و ایشان هم برگهی آزمایشم را بررسی میکرد. بعد از چند دقیقه سکوت لبخندزنان گفتند که چیزِ چندان خاصی نیست. فلان (!) است که جای نگرانی ندارد فقط باید خیلی بیشتر مراقبِ تغذیهام باشم و از این قبیل توصیههای پزشکی. بعد هم گفتند

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

بالاخره یک روز میآیم، اشکهایت را کنار میزنم و دستانت را میگیرم، مینشینیم روبهروی هم و تمامِ غصههایمان را میریزیم وسط، نصف مالِ من نصف مالِ تو. بعد تکیه میزنی به دیوارِ مقابلِ پنجرهی رو به بینهایتِ آسمان و هر دو شروع میکنیم به بافتن. من قصه و تو موهایم را. ابرهای شکلاتی برایمان اشکِ شوق میریزند. هر دو شروع میکنیم به در آغوش کشیدن. من هوای نفس

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

آرام درِ اتاقم را باز میکند و حالم را میپرسد. همینطور که نگاهم را از نگاهش میدزدم میگویم خوبم و فقط کمی خسته شدهام و حوصلهی خواندنِ کتابهای قطور را ندارم. قانع نمیشود. واردِ اتاق میشود و در را میبندد. همچنان اجازه نمیدهم چشمهایم را ببیند. دوباره حالم را میپرسد و دوباره همان جواب را میشنود. برای بارِ سوم سوالش را میپرسد اما این بار از چشمهایم

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

ساعت ۱۰ میخوابیدم تا ۱:۳۰ بعد تا خودِ طلوعِ خورشید درس میخوندم. بلافاصله بعد از بهبودِ دستِ چپم که به مدتِ یک هفته نفسم رو برید، دردِ چشمِ راستم شروع شد. :| الان هم متوجه شدم دستِ راستم از سه ناحیه به فاصلهی دو سانت دچارِ خراشیدگی و خونمردگی شده و من اصلاً متوجه نشده بودم! و البته شروعِ مجددِ خوندماغ شدنهای حوا رو هم به کلکسیونِ خوشبختیهای بیکرانم اض

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

آدم است و آرزوهایش. هر روز به وقتِ طلوعِ سپیده، چشمانش را میبندد و چند دقیقهای خودش را در حصارِ آرزوهای محقق شدهاش تصور میکند. دستانش را روی قلبش میگذارد و به تکتکِ آنها قولِ برآورده شدن میدهد. همین اشرفِ مخلوقات به این شبهای هر سال که میرسد، مغزش خالیِ خالی، دلش آشوبِ آشوب و زبانش لالِ لال میشود. به همین سادگی. در امشبهای این چند روز که حتی زمین

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

چند سالِ پیش عروسیِ یکی از پسرهای فامیل بود و مادرِ داماد تاکید کرده بودند که باید من هم حضور داشته باشم. با این که از فامیلهای نهچندان دورِ ما هستند اما روابطِ خانوادگیِ عمیقی داریم آن هم از نوعِ تلفنی چون شهری که آنها ساکنش هستند حداقل ۴ ساعت با شهرِ ما فاصله دارد. همین دوری باعث شده آخرین دیدارِ من و این خانواده برگردد به ۲ سالگیِ بنده! من از شلوغی مخص

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

روزی که فهمیدی چشمهای معصومت محکوم به عینکاند، روزی که نگاههای متفاوتِ همکلاسیهایت و تمسخرشان بغض روانهی گلویت کرد، روزی که تصمیم گرفتی آن عینکِ کذایی را زیرِ پا له کنی تا مثلِ ۷ سالههای دیگر خندههایت از تهِ دل باشد و بازیهایت بیدلهره و از سرِ شوق، هیچ فکرش را میکردی ۱۵ سالِ بعد، جهانی برای دنیای پشتِ عینکت صف بکشند؟! میبینی این همه جنگِ تن به ت

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

این که بگیم همه چی چقدر خوبه و ما چقدر خوشبختیم همیشه صادق نیست. بالاخره نوسان داره این زندگی و اتفاقاً همین بالا و پایینهاست که گوگولیش میکنه. مثلِ این چند روز که همه چی به بدترین حالتِ ممکن آشفته و درهمه اما من باید خودم رو قوی نشون بدم. جلوی مادر و پدرم، برادر و خواهرم، کتابهام، امتحانها، این زندگی و حتی خودم! درسته روزهای چندان خوبی ندارم اما این دل

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

مثلِ بعضی شبها که باید دوتایی، تنهای تنها به صبح برسانیم، از آن شبهایی که نه تو حوصلهی شام درست کردن داری و نه من حوصلهی شستنِ یک عالمه ظرف، شال و کلاه میکنیم و میرویم به همان رستورانِ همیشگی. همان میزِ دو نفرهی سفید رنگِ همیشگیِ کنارِ پنجره را انتخاب میکنیم، مینشینیم و خیره میشویم به آدمهای شهر. از آن بالا شهر خواستنیتر میشود. خوبیِ ارتفاع این

برچسب: نویسنده: سارا جعفری تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 23:56

صفحه بندی